در اينجا يكي از آثارمتعدد فارابي در خور توجه است، يعني آرأ اهل المدينة الفاضلة، چون شامل نقد اوضاع اجتماعي آن ايام و ارائهٴ طرحهايي براي اوضاع بهتر است.
11. زبانشناسي عبري و عربي.
اشارهاي به آخرين تحرير تورات عبري كافي خواهد بود، چون در فقرهٴ ديني از آن گفتوگو كردهام؛ نتايج لغوي اين كار به همان اندازهٴ جنبهٴ ديني آن مشهود و مهم بود. چيزي بيش از تحرير يك متن، مخصوصاً يك متن ديني، به شعور لغوي و تحقيق زبانشناسي كمك نميكند. از اين لحاظ، زبانشناسي بخشي عمده از الهيات و حتي دين ميشود؛ البته اين عقيدهٴ متكلمان يهودي و مسلمان بود و جاي تعجب نيست اگر قديمترين دستور زبان عبري و واژهنامهٴ عبري در اين زمان ظاهر شد. اينها به وسيلهٴ سعديا بن يوسف تأليف شد، كه او را بايد باني زبانشناسي عبري دانست. با اين حال، چنان كه خواهيم ديد، تا نيمهٴ دوم قرن، اين اقدام تازه كاملاً رشد نكرد. همچنان كه زبانشناسي لاتيني از يوناني سرمشق گرفت، زبانشناسي عبري هم جنبش كاملاً اصيلي نبود؛ بلكه كوششي بود براي به كار بستن اصول دستور زبان عربي براي يك زبان خويشاوند.
در همين اثنا، نحويان عرب وظيفهاي را كه سخت با نبوغشان سازگار بود، با شور خاصي دنبال كردند. مثلاً ابندريد واژهنامهاي مفصل ولي بسيار ناكارآمد تأليف كرد، به نام الجمهره.
كتاب ابوالفرج اصفهاني هم حاوي فوايد لغوي زيادي است. ابندريد و ابوالفرج زبانشناس بودند، همچنان كه بنا به ملاحظات قوميتگرايانه، مورخ هم بودند.
12. اشارات نهايي. عليرغم فعاليت چشمگير در زمينههاي مختلف، مخصوصاً در دنياي اسلام، اين عصر در مجموع دوران استراحت و فترت بود، كه با دورههاي ماقبل و مابعد تناقض چشمگيري داشت. ولي در نقاط زيادي، دانههاي فراوان افشانده شد و نيروهاي بسيار ذخيره گشت. مثلاً تأسيس كلوني خوشههاي باروري را مژده ميداد. طولي نكشيد، كه در سايهٴ حمايت امويان قرطبه، تمدن در خور تحسيني در اسپانيا شكوفا شد. قرنها بود كه تدقيقهاي ماسوريان به انديشهٴ يهودي خردهبيني بخشيده بود، ولي اينك قرائيه آنان را برانگيخته و ذهنشان را بيدار كرده بودند. براي آن كه تحليل بسيار كوتاه دربارهٴ اين كوشش، كه در آينده به ثمر مينشست تكميل گردد بايد به كارهاي اشعري هم اشارهاي بكنم، گرچه سرانجام به سود پژوهش علمي نبود، بلكه آن را متوقف هم ساخت.
فترت فعاليتهاي علمي در هند، چين و ژاپن با اندك استثناهايي ادامه يافت. اين استثناها ناچيز بود، جز يكي كه مسلماً اهميت بسيار داشت. بر اثر مساعي چينيان چاپ به صورت يك واقعيت علمي، و يك وسيلهٴ فرهنگي درجهٴ اول درآمد. عجيب است كه تا پنج قرن پس از آن اين كار در غرب شناخته نشد.
دنياي لاتيني شاهد فعاليتهاي اودوي كلوني و رگينوي پرومي بود، و جهان يوناني عرصهٴ